سلام خیلی وقت بود چیزی ننوشتم و نمیخواستم بنویسم اما ازم خواستن بیا و دوباره شروع کن. دارم فکر میکنم از کجا شروع کنم. شما پیشنهاد بدین
من باختم. دیگه واقعا نمیکشم. خسته شدم از این همه تلاش نافرجام توی همه چی. همیشه جنگیدم هیچوقت نتوستم برنده باشم. دیگه نمیخوام تلاشی بکنم. دیگه هیچکاری نمیکنم و فقط میشینم تا وقت مرگ برسه و تمام
پیامت رو خوندم و دیدم ولی نمیتونم جوابتو بدم چون هیچ دسترسی ندارم.
.................
این روزها یه جوری اتفاقات داره پشت سر هم پیش میره که حاجی پشم هایم
امیدوارم که همه چی درست پیش بره فقط.
دلم تنگش شده و خیلی نگرانشم چند روزیه بهش فکر میکنم
هوا یه جوریه که دوست داری فقط زیر لحاف باشی و از جات تکون نخوری توف به دستشویی که مجبورت میکنه بلند شی
اینجا سال با 4 اسفند شروع و تموم میشه چون روزیه که تولد وبلاگ هست
توی ساللی که گذشت خب پستی و بلندی های زیادی بود شاید خیلیا براشون بد رقم خورده که تعدادشون بیشتر بعضی ها هم خوب رقم خورده ولی در مورد خودم که بخوام بگم توی این یک سال خب از نظر مالی پیشرفت هایی هرچند کوچیک داشتم اما خوشحالم کرد این پیشرفت ها. میگن کوچیک کوچیک باید بری جلو تا کوه بشی. ا نظر کاری اعتباراتی بدست اوردم که بازم خدا رو شکر. از طرفی با دو سه نفر آشنا شدم که دوستای خوبی هستند هرچند اصلا به کار مربوط نمیشن. اما به این نتیجه رسیدم که میشه خیلی اتفاقات خوبی رو رقم زد و کارها رو پیش برد و پخته تر شد فقط با این شرط که توی خودت حل کنی. میدونی به نظرم اینکه ادم 70 درصد بدنش آبه نشونه اینه که اب خیلی چیزها رو حل میکنه و میشوره میبره. تو هم باید تموم مشکلات رو اول با خودت حل کنی تا بتونی بری جلو. شاید قبلا دعوا و اعتراض و ناله میکردم اما الان ساکت تر شدم و این نشونه بزرگتر شدنه.
امیدوارم که سال جدید برای همه موفقیت باشه و پر از خوشحالی
نمیدونم چرا امروز یاد زمان قدیم افتادم یاد یک صفحه وبلاگی به اسم دختر خیابونی اون موقع ها خیلی با هم میگفتیم و میخندیدیم. یادم نمیاد اخرین باری که با هم حرف زدیم پیام دادیم . یادش بخیر اون موقع یاهو مسنجر بود اینترنت دایال آپ بود و همین. اون موقع ها ایرانسل هنوز همه جا آنتن نمیداد. اونموقع شب ها با اس ام اس های پیاپی چت میکردیم و میخوابیدیم. نمیدونم الان کجایی چیکار میکنی زنده هستی یا نه. فقط امیدوارم که هرجا باشی خوشبخت باشی.
و بالاخره طلسم شکست از آخرین نوشته ایی که گذاشتم
امروز پیوندهای کوتاه و مختصر دوستان رو چک کردم
سیاهچال رفته اونم بعد از کلی نوشته اخرینش مادربزرگه بود
بچگیا هست خدا رو شکر گرچه توی اینستاگرام میبینمش و میدونستم هست
سهراب هم وبلاگش بود ولی مثه من خاک خورده شده
جود هم وبلاگش نیست در صورتی که فکر میکردم این صد در صد باشه و خبری ازش ندارم اصلا
ماتیلدا هم وبلاگش رو غیر فعال کرده امیدوارم حالش خوب باشه و برگرده خیلی وقته خبری ازش ندارم
بهامین هم کم مینویسه ولی هست و اونم توی اینستاگرام میبینم و خیالم راحته سلامته
نل هم رمزگذاری کرده و کلا بی خبرم ازش
.....................
اگه احیانا پیداتون شد یه سری بزنین و از احوالتون خبر بدین
.....................
میخوام بیشتر باشم اگه خدا بخواد
کی با یه جمله مثه من میتونه ارومت کنه