X
تبلیغات
رایتل

پسر خیابونی
نوشته های پسر خیابونی
پیوندهای روزانه

سلام

اینو مثه یکی از متن های جودی شروع میکنم.

قرار بود بیام و داستان رو بنویسم نشد

قرار بود بیام و ماجرای خواستگاری رو بگم نشد.

قرار بود بیام و به همه سر بزنم نشد.

قرار بود یه ویژه نامه امشب بزنم ولی اونم نشد.

من از همه معذرت میخوام بابت همه بد قولی های این چند وقت... 

همه رو جبران میکنم. شما به بزرگی خودتون ببخشید.

....................

در مورد آزمون نظام. بالاخره روز موعود فرار رسید و رفتیم امتحان رو دادیم. اول از همه واسه دعای خیر همه متشکرم. 

زمان امتحان 180 دقیقه و جزوه باز بود. رشته ما 9 کتاب و یک ماشین حساب با خودمون بردیم و یک کتاب که بهش میگفتن کلید واژه. 

امتحان 60 سوال داشت که حداقل باید 30 تست رو جواب میدادی (بدون غلط چون امتیاز منفی داره) به این صورت بود که شما صورت سوال رو میخوندی و کلمه کلیدی سوال رو پیدا میکردی و بعد در کتاب کلید واژه اون رو پیدا میکردی. و جلوی اون کلمه توی کتاب کلید واژه نوشته شده بود که توی فلان کتاب و فلان صفحه در مورد این کلمه کلیدی گفته شده. بعد به کتاب و صفحه مورد نظر رجوع میکردی و اون صفحه رو می خوندی تا جواب رو پیدا کنی.

من 25 تست زدم که اعلام کردند وقت تمام شد. و برای خالی نبودن عریضه پنج تست رو همینجوری زدم. اگر خیلی خرشانس باشم اون پنج تست درست باشه که قبول میشم. که این اتفاق از محالاته 

......................................

مطلب اصلی که امشب اومدم بگم این بود که یک سال دیگه هم گذشت. بازم وبلاگم یک سال بزرگتر شد. اینجا جاییه که توی بدی ها و خوبی ها باهام بوده. جاییه که دو بار لباس تنشو عوض کرده. جاییه که میدونی چی کشیدم. باهام حرف میزنه. دوستش دارم پسر خیابونی پسری فوق العاده بوده و هست. امیدوارم که خواهد بود هم بشه.

و مطلب اخر اینه که خود پسر خیابونی (خودم) هم فردا 4 اسفند راس ساعت 10 صبح اونم یک سال دیگ بزرگتر میشه. پیرتر میشه. خیلی چیزا یاد گرفت. خیلی چیزا از دست داد. اما هنوزم امیدواره. امیدواره. امیدوار....


نوشته شده توسط علیرضا [ دوشنبه 3 اسفند‌ماه سال 1394 ] [ 22:59 ]