پسر خیابونی
نوشته های پسر خیابونی
پیوندهای روزانه

با سلام

نمیدونم میدونید یا نه اما من برای نوشتن یه مطلب خیلی خیلی وقت میزارم.  که مثلا اون نوشته به نحو احسن نوشته بشه. البته اینو باید بگم که از نظر خودم خوب باشه. چطور بگم دیدین وقتی لباسی می پوشین تا خودتون از اون لباس خوشتون نیاد و راضی نباشید. اون لباس قشنگ نیست؟ حالا نوشته هم همینجوره.

حقیقتش این چند مدت (حدوداً دوماهی) هرچی که نوشتم اصلاً ازش راضی نبودم. نوشته هام به دلم ننشست.  این ها البته بر میگرده به مشغله های ذهنیم. خیلی ها اومدن گفتن چرا نیستی. نکنه عاشق شدی و این چیزا. نه حقیقتش ماجرا به این صورت هست که چند تا داستان با هم برام پیش اومد که نمیخواستم مثه بقیه بیام و بگم ای هوار من این مشکلات رو دارم. اما الان حس میکنم دلایل بد نوشتنم اینا هستند. اینا رو فقط می نویسم که نوشته باشم همین. یعنی چطوری بگم اینا فقط واسه ثبت در وبلاگ هستند. پس لطفاً کسی نیاد بگه. واییی . آخی . و این چیزا.

بنده یه بیماری پوستی بدی گرفته بودم که اصلاً هیچ دکتری نمیتونست تشخیص بده و یک ماهی درگیرش بودم و بالاخره با حجامت بیماری برطرف شد.

بعد از اون بیماری آنفولانزای نوع A گرفتم که اونم 20 روزی درگیرش بودم تا بالاخره خوب شد.

در این بین بیماری و بحبوحه، دوستی گرامی به علت جراحی از بنده مبلغ قابل توجهی درخواست نمود که با وجود دوستی عمیق بین ما، از دوستان دیگر قرض کردم و بهشون دادم. و متاسفانه گفت الان نمیتونم بهت پس بدم. و به همین دلیل با حال مریض باید سرکار میرفتم تا این بدهی رو پس بدم. 

اینا گذری بود بر یه سری مشکلات و بیماری.

.......................

پ.ن1: یه سری تصمیماتی هست که اونم تو یکی دو روز دیگه میگم.

پ.ن2: اینا رو گفتم به این دلیل که نمیرسم بنویسم و از نوشته هام اصلا راضی نیستم.







 

نوشته شده توسط علیرضا [ یکشنبه 29 آذر‌ماه سال 1394 ] [ 11:26 ]