X
تبلیغات
رایتل

پسر خیابونی
نوشته های پسر خیابونی
پیوندهای روزانه

امروز از اون روا هستش که مثه سگ پاچه میگیرم. همیشه یه اتفاقاتی پیش میاد. اما این یکی رو با اینکه خیلی هم دیده بودم منو به فکر فرو برد.

شاید این سری پستم خیلی توش حرف های رکیک باشه. پس اگر فکر میکنید مناسب سنتون نیست همین الان اینجا رو ببنید.

 امروز جایی کار میکردیم که چند نفر دیگه هم مشغول به کار بودند. البته کار اونا چیز دیگه ای بود. هیچی یکم خوش و بش و این چیزا با هم آشنا شدیم و شروع به صحبت شد تا اینکه بحث به اینجا کشید که طرف گفت...

علی آقا من یه روزی جلوی درمانگاه پارک کردم رفتم تو یه آمپول بزنم. آقا ما رفتیم تو و وقتی برگشتیم، یه داف خیلی خوب با ماشین اومد کنار ماشین ما پارک کرد. من گفتم باید مخ اینو بزنم. هیچی رفت تو منم شماره نوشتم گذاشتم رو شیشه جلو و حرکت کردم رفتم اونور تر پارک کردم. اومد بیرون و سوار ماشین شد. کاغذو دید و برداشت یه نگاهی به اطراف کرد و رفت. زد و فرداش یکی به ما زنگ زد. گفتم الو.. و خلاصه سرتو درد نیارم. همون دیروزی بود که شماره داده بودم بهش. ما باهاش دوست شدیم و بعد یه مدت گفتم یا باید س.ک.س کنیم یا دیگه قطع رابطه میکنم. سرتو در نیارم آخر سر مجبورش کردم و قبول کرد. منم یک ماهی هر هفته یه روزش خونه طرف بودم و تا دلم خواست حال کردم. آخرش شوهرش داشت مشکوک میشد و منم دیگه مجبور شدم بیخیال بشم. آخ الان این رو گفتم باز دلم هوسشو کرد.

تا اینجا رو داشته باشید بعد از گذشت یکی دو ساعت دیگه یه نیروی دیگه ای از جای وارد شد برای یه کار دیگه که نه من می شناختم و نه اون. اومد و بازم با این یکی یکم خوش و بش کردیم و حرف شد و بحث به اینجا رسید که نفر سوم گفت:

من توی زندگی خیلی سختی کشیدم. الان واسه اینکه زندگیم سرپا بمونه واسه اینکه زن  و بچه ام با من بتونن زندگی کنن و خوشحال باشن حاضرم هر کاری بکنم.

این عزیز هم کلی از سختی ها و عشق و علاقه اش به خونواده گفت.

حالا میخوام مسئله رو باز کنم میخوام بگم که این دو تا ماجرا ربطشون به هم چیه. اینجا ماجرا مربوط میشه به هم

نفر اول با زن نفر دوم دوست بوده... و نفر اول فهمیده بود و این رو به من گفت. نفر دوم با کلی امید و آرزو زندگی داره میکنه. واسه یه لقمه نون حلال.

آخه مرتیکه بی غیرت خوشت میاد یکی بیاد با زن خودت هم این کار رو بکنه؟ اخه دیوث ناموس مردم ناموس نیست ناموس تو ناموسه؟

و زنی که شوهر میکنی اونقدر معرفت نداری پای شوهرت بمونی؟ خب می خوای بری سراغ ج.ن.د.ه بازی طلاقتو بگیر. چرا شوهرتو بی آبرو میکنی؟

---------------------------------

بیایید اونقدر شرف داشته باشیم که با زن شوهر دار رابطه ای برقرار نکنیم.

بیایید اونقدر شرف داشته باشیم که وقتی شوهر کردیم با مردی رابطه ای برقرار نکنیم.

بیایید اینگونه ابتذال نداشته باشیم ( بحثم سر همین مدل بالایی هست که گفتم. این رو میگم چون فردا روز هزار نفر میان دلیل و برهان میارن)

.................

پ.ن1: خیلی بیشتر دوست داشتم فحش بدم اما خب نمیشه.

پ.ن2: دوستی میگفت متاهلی یعنی تعهد داشتن. وقتی متعهد شدید. خیانت نکنید.

پ.ن3: دنیا دار مکافاته. به آینده فکر کنید. هر بلایی سر کسی بیارین. چرخ روزگار همان بلا رو سرتون میاره.

پ.ن4: دوستان عزیز هرکسی که جدید اومده به وبلاگم خوش اومده. هرکس هم از قدیم بوده دمش گرم. نظراتتون باعث دلگرمی هست. من معذرت میخوام اگه سر نمیزنم. حجم وبلاگ ها زیاد شده دوستانم زیادتر خدا رو شکر. دیر به دیر میام صبور باشید به همتون سر میزنم.

نوشته شده توسط علیرضا [ یکشنبه 24 آبان‌ماه سال 1394 ] [ 23:28 ]