X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان

پسر خیابونی
نوشته های پسر خیابونی
پیوندهای روزانه

سلام علی خوبی؟

مرسی داداشم من خوبم. تو چطوری؟

من خوبم ولی شکستم. یه شکست بد.

ا چرا داوشم؟

چون می بینم هرکاری می کنی مردم وجدانشون بیدار نمیشه. چون هی عقلت میگه خوبی کن و خوبی می کنی ولی مردم یه نیزه می گیرن فرو میکنن تو من.

میدونم. تقصیر منه. تقصیر منه که تو داری اذیت میشی. تو داری زجر میکشی. من خیلی سعی میکنم تو رو پاک و روشن بزارم. اما بهت حق می دم این کار باعث میشه تو هرچی بیشتر میشه تکه تکه بشی. تو بیشتر خورد بشی.

اشکال نداره من اینجوری بشم علی جون. من نگران تو هستم. می ترسم یه روزی به خاطر خوبی هایی که می کنی و جوابشون رو نمیگیری خسته بشی. می ترسم که شروع کنی به بد شدن.

نه عزیز من بهت قول می دم که هیچوقت اینجوری نشم. سر شرافتم قسم.

حالا که اینجوری میگی پس منم قول میدم اعتراضی نکنم. حتی اگه نابود بشم.

(به قلب دیگران احترام بگذارید شاید روزی قلبتان گله مند شد) 


..................................

پ.ن1: امروز خدا کمک کرد تو ارتفاع بیست متری اتفاق خاصی نیوفتاد. خدایا شکرت.

پ.ن2: عزیزان مرسی بابت رمز های وبلاگ و مطالبتون که بهم می دین. من این همه لطف یه جا ندیدم  اما اگر ممکنه اونجا نوشته تماس با ما اونجا رو بزنید و رمز ها رو بدین و توی عنوانش هم بنویسید رمز. لطفاً

پ.ن3: بعضی حرفا رو نمیشه گفت سکوت می نمایم. از خیلی ها ناراحتم. یکی دو تاشون به اینجا هم سر میزنند. حالا فردا هی کامنت نذارین منظورت منم ها که نمیگم کیا هستند. ولی میگن فحش رو بنداز رو هوا صاحبش پیداش میکنه 

پ.ن4: اون عزیزی که قرار بود من واسش یه چیزی پیدا کنم و پیدا نکردم و قرار شد براش درست کنم و گفت نمی خوام. ببینم کارت به کجا رسید؟

پ.ن5: دوست دارم یه چند تا فحش درست و حسابی بدم ولی اسلام دست و پام رو بسته. از اونی که راحته و رمز گذاشته یه پست فحش دار از طرف من بزار. میدونه که کی رو میگم 

پ.ن6: همش رمزی حرف زدم ببخشید

نوشته شده توسط علیرضا [ جمعه 22 آبان‌ماه سال 1394 ] [ 19:51 ]